درود بر دوستان گرامی !
پس از مدتها این وبلاگ فراموش شده را به روز می کنم .
دوست دارم کتاب های منتشر شده انتشارات شروع را مرتب معرفی کنم .
هميشه اين پيراهن ...
برای منوچهر آتشی
هميشه اين پيراهن
بر تنت می آيد
هميشه اين عينک بر چشمهات
هميشه اين سبيل ...
قشقرق کلمات
و مصرع های بی تاب
آويخته بر طناب تصاوير
هميشه اينگونه بودی
شاعری شگفت
که از بازيگوشی واژه ها و
تفکر ايلياتی اجدادت بر می گشتی
از انسان بی ملاحظه ی شفاف
هميشه اين پيراهن
هميشه اين لب
هميشه اين زمزمه
که می ريخت در هوا
و تن می شست در بيکرانه ی رفتارت
و خط می کشيد روی عبور شب
هميشه اينگونه بودی
اينگونه می آمدی
از سطور مطنطن
تا متن را از خلاء حاشيه برانی
و روايتی بپاشی
در صفحه ای سپيد
که فردا روزی ديگر
آتش فشانی باشی
بر دست های جغرافيای کاغذ
هميشه اين آتش
هميشه اين آتشی
فروزان است
آقای آتشی !
بيا تا دير نشده سيگاری
و در مهربانی نگاه هم خوب بنگريم
و سر بگذاريم روی شانه ی سنگ
و زار زار بگريزيم
تا دامنه ی هميشه ی شقايق ها.
هميشه اين پيراهن
هميشه اين بندر
هميشه اين دريا
رفتار تو هميشه می گذرد
از اين کوچه تا آنجا که
گل بريشم
مست می کند روياهامان
و بيدار می کند عطر تو را
در مشام کلمات
هميشه تو می گذری
اينجا...
و صدايی خش دار
بر می خيزد از اين راديوی قديمی
جايزه بزرگ آتشی

جايزهي شعر منوچهر آتشي به شاعرن برگزيده اهدا ميشود.
علي هوشمند - شاعر و عضو خانهي شاعران بوشهر - با اعلام اين مطلب به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: در جهت پاسداشت ياد شاعر بزرگ معاصر، منوچهر آتشي، و نيز با هدف تشويق شاعران نوجوي جوان، خانهي شاعران بوشهر، از سال جاري مراسم جايزهي بزرگ شعر منوچهر آتشي را برگزار خواهد كرد.
وي افزود: اهداي اين جايزه به شاعران برگزيده، پس از گزينش آثار برتر شاعران سراسر كشور صورت خواهد پذيرفت.
هوشمند اضافه كرد: نحوه ارسال آثار و گزينش اشعار برگزيده در آيندهاي نزديك به اطلاع اهالي شعر خواهد رسيد.
او همچنين اظهار اميدواري كرد كه نهادهاي فرهنگي و شخصيتهاي برجستهي ادبي، خانهي شاعران بوشهر را در برگزاري جايزهي شعر منوچهر آتشي ياري كنند.
اين سومين جايزهي شعري است كه در يك ماه گذشته، پس از جايزهي شعر خبرنگاران و جايزهي شعر كودك و نوجوان، موجوديت خود را اعلام كردهاند.
با ياد آتشی عزيز ...
آتشی ز کاروان جدا مانده ...

شعری از زنده ياد آتشی
نون و القلم
به نون و به نی سوگند
که اولی را
تا در ميان دهان های سرگردان قسمت کنيم دومی را
تيغ ستيز با جهان نا ايمن کرديم
يکی بود يکی نبود
دو خواهر بودند دو دهان سرگردان
دو تن لرزان عور
رو به روی باد سرد گرسنگی
گرمگاه آنها لب تنور
اولی را اميری بود
دومی را فقيری
يکی بر سمور و
آن ديگری لب تنور
سمور و سيری عاطفه از اولی ستاند و
خاطره هم
و بی جواب ماند لابه ی دومی
به نون و به نی سوگند
لب تنور بمانديم عمری تا نان
پر نکشد بی هوا به سفره ی دونان
يا پر نگشايد جان
با آخرين رمقها از تن هامان
پلک که زديم اما
نون رفته بود
خوشبو و گرم
بر سفره ی سمور و
دومی ها همچنان
لرزان و عور
لب تنور
يکی بود يکی نبود
دو خواهر بودند و
يک دهان سرگردان
نون که گريخت ما
نی را به جفت نی لبکی بستيم و تا سپيده ی رستاخيز
خوانديم
لب تنور گذشت و شب سمور گذشت
شروع در نمايشگاه کتاب
شروع با کتاب های تازه در نمايشگاه کتاب تهران
آوازهای ابری دفتر غزل های محمد رضا احمدی فر
با نبض خيس باران دفتر شعر طاهره غمخوار
ژن مغلوب دفتر شعر مجيد اجرايی
ترانک ها دفتر شعرهای کوتاه غلامرضا کافی
رسول پرويزی مجموعه ای از داستانهای رسول پرويزی
چهار فصل ناتمام دفتر شعرهای محسن اشتياقی
آتشی در مسير زندگی خاطرات سياسی ادبی منوچهر آتشی
و دهها کتاب تازه ديگر در زمينه های پزشکی تازيخی وادبی
تا نمايشگاه کتاب فرصتی نيست ...
قابل توجه شاعران و نويسندگان جوان در سراسر کشور
سلام ! نوروز خجسته و زيبا را به همه شاعران و نويسندگان ارجمند
تبريک می گوييم . اميد که سال خوبی در پيش روی هموطنان
ارجمندمان باشد .
تا نمايشگاه کتاب فرصتی نمانده است و انتشارات شروع امسال نيز
همچون سال گذشته فعال در نمايشگاه حضور دارد . بدين منظور
مصمم است تا کتاب های شاعران و نويسندگان جوان را در کمترين
فرصت و با بهترين شرايط چاپ و در نمايشگاه عرضه کند .
ار همه شاعران و نويسندگان جوانی که مايلند کتابهای خود را به
نمايشگاه برسانند در خواست می شود با دفتر اين انتشاراتی در بوشهر
۰۷۷۱۲۵۲۹۳۵۵ و يا با همراه ۰۹۱۷۳۷۱۷۳۱۶ تماس حاصل تا
مقدمه چاپ کتابهايشان با سرعت انجام گيرد .
اين يک شرايط استثنايی و عالی است که مولفين جوان نبايد از آن غافل بمانند .
منتظر تماس و پيام های شما می باشيم .
تا نمايشگاه کتاب فرصتی نمانده است ..
قابل توجه شاعران و نويسندگان جوان در سراسر کشور
سلام ! نوروز خجسته و زيبا را به همه شاعران و نويسندگان ارجمند
تبريک می گوييم . اميد که سال خوبی در پيش روی هموطنان
ارجمندمان باشد .
تا نمايشگاه کتاب فرصتی نمانده است و انتشارات شروع امسال نيز
همچون سال گذشته فعال در نمايشگاه حضور دارد . بدين منظور مصمم
است تا کتاب های شاعران و نويسندگان جوان را در کمترين فرصت و
با بهترين شرايط چاپ و در نمايشگاه عرضه کند .
ار همه شاعران و نويسندگان جوانی که مايلند کتابهای خود را به
نمايشگاه برسانند در خواست می شود با دفتر اين انتشاراتی در بوشهر
۰۷۷۱۲۵۲۹۳۵۵ و يا با همراه ۰۹۱۷۳۷۱۷۳۱۶ تماس حاصل تا
مقدمه چاپ کتابهايشان با سرعت انجام گيرد .
اين يک شرايط استثنايی و عالی است که مولفين جوان نبايد از آن غافل
بمانند .
منتظر تماس و پيام های شما می باشيم
انتشارات شروع منتشر کرد

دريا چرا ز گريه ی ما دم نمی زند » عنوان کتابيست از شاعره معاصر افغانی راحله يار که به تازگی توسط انتشارات شروع روانه بازار کتاب شده است .
راحله يار از زنان شاعر معاصر افغانستان است . او که متولد ۱۹۶۱ کابل و تحصيل کرده ی رشته ی ادبيات فارسی است بيش از ده سال است که در پی مهاجرتی اجباری با همسر و چهار فرزند دخترش در آلمان سکونت دارد.
شعرهای راحله يار که در اغلب قالب های کلاسيک صاحب تجربه است آميزه ای از عشق به انسان و وطن دفاع از موجوديت زن افغان قصه ی پر غصه ی هجرذان و شکوه از سکونت در ديار غريب . زبان شعر راحله يار در عين دوری چند ساله از سرزمين مادری زبانی سالم و استوار و حاوی مضامين اصيل و جذاب است . از راحله يار پيش از اين دفتر شعری به نام جوانه های سرود در کابل به چهپ رسيده است .همچنين برخی از شعرهای راحله يار توسط خوانندگان افغان به ترانه در آمده است . با هم غزلی از اين دفتر می خوانيم :
بدين کرشمه چو آيی بهار می گذرد
پرنده از طلب شاخسار می گذرد
گلاب و نرگس و ميخک به باغ قد نکشند
شکوفه هم به دل داغدار می گذرد
سکوت سرد زمستان به باغ لانه کند
تمام عمر در اين انتظار می گذرد
تو تار کاکل تابنده تا به شانه کنی
زمان و موسم گشت و گذار می گذرد
شتاب کن که مرا تاب آرميدن نيست
قرار و صبر دل بيقرار می گذارد
خوشا دمی که به پاس دلم قدم بنهی
و گرنه فصل بهارم چو پار می گذرد
گلی از بهار امسال ...
گلی از بهار امسال ...
لبی از بوسه می دزدم
و تبی از ترانه
و شرم ناک می افتم
کنار همه ی ارديبهشت هات
فاصله ای نمی خواهم
پيرهنی
مرزی
گذرنامه ای
می خواهم بزنم بيرون
از تن
از پيراهن
و بفرستم در هوا
بخار گس نفس هام
و ببوسم آن خطوط معطری
که از غزل های حافظ
گريخته اند
به دامن بوسه هام
لبی از بوسه می دزدم
و گلی از بهار امسال
برای تو می آيم
برای تو می رقصم
برای تو می ميرم ...
بحران شعر الزاماْ منفي نيست
برای خواندن آخرين گفت و گوی من با ايسنا می توانيد اينجا را کليک کنيد.
چنانچه دوست داشتيد می توانيد اينجا هم كليك كنيد.(ضرر ندارد )

