شروع

غزل زيبا

بچرخ در شب من ای سبوی شرم وتمنا
بچرخ تا که برقصم زمتن تا دل معنا

بزن به زخمه ، بزن زخم تا زدرد برآرم
زتار آينه ی دل گناه آدم و حوا

چه حکمتيست تو را تا ز هر چه شور بر آری
به يک کرشمه درآری ز حدقه چشم تماشا

کمر ببند که تا آتشی زعشق فروزی
در آن ميانه بسوزی جهان دايره پيما

دو گام رو به جلو نه به يک کرشمه ی ساقی
سه گام شور به پا کن به ناز مطرب رعنا

تو را چو رقص بگيرد مرا که دست بگيرد
لبت به شرم ببوسم به نام حضرت زيبا

سزاست گر که ببارد شراب نم نم شوقت
از آسمانه ی انگور تا پياله دريا

خيال خرم تو مي وزد چنانكه تو داني
دگر در اين همه دانش چه جاي حيرت و حاشا

بچرخ در شب من اي سبوي شرم و تمنا
بچرخ
تا كه برقصم

نویسنده : ali hushmand : ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

و خدا برای چه آفريد مرا...

 اين کار حاصل سالهای پيش است .پيشکش شما ياران

و خدا برای چه آفريد مرا

 

و خدا برای چه آفريد مرا ؟

برای چه آفريد

کفر تو اگر نرسيده بود

به من

حالا کجا من و گوشه ی محراب ابروی تو

کجا ميان مسجد و ميخانه راهيست

که مرا به قديمی های بوشهر

می برد

 

کفر تو اگر نبود

اين کاروان به کشمير

اين ترن سرگردان

به سمرقند

اين اتوبوس تنها

به کجا که نمی رفت

کفر تو اگر نمی وزيد از شميم گيسو

خدا برای چه آفريد مرا

برای چه آفريد؟

که « بخوسم توی چيشات »

و هی بخوانم

« دلم پی دلته »

و تو زاده شوی

در بهار نارنجی

که سر به روی شانه ی سپده دمان

شکوفه می آمد

 

کفر گيسوی تو اگر نبود

من هم شبلی نمی شدم

و تو آن گل سرخی که به سوی من

پرتاب نمی شدی

تا شعر بر چوبه ی دار

جوانه نمی زد

و من ابوسعيد گناوه ای نمی شدم

با چهار مصرع هايی

که پيش از اين

ذکرشان در غربت بوسه و تبسم رفت

 

کفر گيسوی تو اگر نبود

تو « جومه نارنجی » من نمی شدی

و با چادر مشکی

به خواب من و گل ابريشم در نمی آمدی

تو ماه پرپر من نمی شدی

و در حوض کوچک ما نمی افتادی

و من ماهی تو نمی شدم

و نوک نمی زدم

به دايره های آب

و فلسفه هايی که به هم بافته می آمد

 تا ما به هم برسيم

در پسين پر از پرنده ی بوشهر

 

نيشابور چشمهای تو اگر نبود

من چنگيز معصومی نمی شدم

وبه غارت آن همه ملاحت

 هم اگر می آمدم

با جعبه ای شيرينی می آمدم

 و چند شاخه گل سرخ

برای تو که خيلی شعری

خيلی ...

 

کفر چشمهای تو اگر نمی وزيد 

از آن نگاه نخستين

خدا برای چه آفريد مرا ؟

برای چه آفريد تو را ؟ 

ای آنکه سالهاست

در گاراژ « برازجونيا »

« دلم پی دلته »

 

نویسنده : ali hushmand : ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

 

 

نویسنده : ali hushmand : ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

آه... ای جمعه عزيز!

آه ... ای جمعه عزيز !

شعر زير سالها پيش سروده شده ودر همان سالها هم به همت قزوه در مجله اهل قلم و چند نشريه ديگر چاپ گرديد . همين شعر بلافاصله توسط شاعر ومترجم عراقی محمدالامين به عربی ترجمه و همچنين به زبانهای آذری و انگليسی برگردانده شد. يادداشتهايی نيز در آن سالها بر آن نوشته آمد.چند روز پيش خواهر خوبم ، شاعر صميمی مريم رزاقی پيغام گذاشتند تا اين شعر را در وبلاگم بنويسم .اجابت کردم  و آن شعر را از پستوی حافظه بيرون کشيدم و تقديم خوانندگان می کنم .پيشاپيش نيز از همه دوستانی که  در اين جا خوانش مجدد آين شعر بر آنان تحميل می شود پوزش می طلبم .

آه ... ای جمعه عزيز!

شنبه ها

عريضه می نويسم

شکسته های زنی را

بر کف راهروی دادگاه

مرثيه می کنم

يکشنبه ها

بستنی می فروشم

کودکی

به رويم آتش می گشايد

دوشنبه ها

کتاب منگنه می کنم

شقايقی از سرانگشتانم

می شکوفد

سه شنبه ها

در راسته ی ماهی فروشها

فرياد می کشم

گربه ای فريادم را می دزدد

چهارشنبه ها

سنگ به روی هم می چينم

دستانم

طنز تلخی از آب در می آيند

پنجشنبه ها

تمام حنجره ام را

      تيترهای درشت می کنم

بادکنکی

        در دست کودکی می ترکد

جمعه ها

اما کار نه

تلاش برای معاش نه

تنها می نشينم و

به تو می انديشم

و به پروانه هايی

که دور دهان تو می چرخند

و به رودخانه ای

که از شانه های تو فرو می ريزد

و به عشاير عاشقی

که از ييلاق لبخند تو بر می گردند

و به نارنجزارانی

که در جان  جوان تو

              شعله می کشند

و به آهوان تشنه ای

که از چشمه ی چشم تو می آيند

و به بوسه ای

که می دانم آرزويش را

با خود به گور می برم

جمعه ها

آری به تو می انديشم

که شنبه ها

يکشنبه ها

دوشنبه ها...

دوباره از راه می رسند...

 

نویسنده : ali hushmand : ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم

چريک های جوان منتشر شد

 بلاخره کتاب چريک های جوان منشرشد

هادی خوانساری غزلسرای موفق معاصر توانست با همکاری انتشارات شروع  گزيده ای از غزل پيشرو ايران را در مجموعه ای با عنوان «چه ريکهای جوان » چاپ و منتشر سازد . در اين دفتر که که با مقالاتی از شمس لنگرودی ، سيد علی مير باذل ، حميد رضا شکارسری ، يزدان سلحشور و خود هادی خوانساری آغاز گرديده است ، آثاری از غزلسرايان جوان کشور : سعيد جليلی هنرمند ، محمد حسين اميری ، محمد رضا رستم بگلو ، عليرضا نسيمی ، ليدا تبيانی ، عليرضا عاشوری ، محمد صابری ، مجتبی صادقی ، فاطمه حق ورديان ، مهدی موسوی ، ابراهيم اسماعيلی ، اشرف السادات حسينی ، علی محمد مسيحا ،عباس فتوت ، حميد رضا وطن خواه ، زهره عبدالله خوانی ، ياسر اکبری ، سعيد شاد ، غلامرضا سليمانی ، حسين جلالپور ، وحيد داور ، مريم آريان ، غلامرضا طريقی ،  ابوالفظل حسنی ، الهام مردانی ، علی ياری ، سيامک جهانبخش ، محمد حسين ابراهيمی ، صالح دروند ، حسن بهرامی ، حسين حسينی ، کوروش کيانی ، مهدی زارعی ، علی اصغر داوری ، تيمور آقامحمدی ديده می شود

چريک های جوان در ۱۳۶صفحه و به قيمت ۱۲۰۰تومان نوسط انتشارات شروع منتشر گرديده است .

 دوستانی که مايل به تهيه ويا توزيع کتاب فوق می باشند می توانند با بوشهر تلفن۲۵۲۹۳۵۵  -۰۷۷۱تماس حاصل نمايند.                   

نویسنده : ali hushmand : ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ امرداد ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم