شروع

عاشقانه ها

عاشقانه ای از آقای تراکتور ...

 

جنازه ای معلقم در هوا

مکعبی سرگردان که چرخ می خورد

بی هول و هراس

حواسی پرت که از خطی موازی

                       فرو می افتد

                            در دهانه ی دوزخ

بهشتی تو اما ...

زيباترين قرائت خداوند از آفرينش

تطهير شده در آيه های روشن نور

فروردينی

که فرو می ريزد

از شانه های ستبر زمين

رودخانه ای

که شکل می گيرد

از کلماتی متبرک

جهانی بلورين

سرشار از عطر و عسل

که به چشم در نمی آيی

من اما هنوز

همان کور مادرزادم

جنازه ای معلق در خلاء

که همچنان خيره به تو

انگشتهايم را به حيرت

می گزم تا به ابد ....

نویسنده : ali hushmand : ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

 

تصحيح :

 

انتشارات شروع در نمايشگاه کتاب تهران :

 

سالن  ۶  /  غرفه ۹۲ 

 

نویسنده : ali hushmand : ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

نمايشگاه کتاب

برای شروع هرگز دير نيست

 

انتشارات شروع در نمايشگاه کتاب

 

تهران

 

سالن  ۶  / غرفه  ۹۱ 

 

به ما سر بزنيد ....

نویسنده : ali hushmand : ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

تو چقدر شبيه شعرهای من گريه می کنی

برای تيمور ترنج دعا کنيم

ترنج را سالهاست که می شناسم . ساده و بی ادعا . با آن لهجه ی شيرين و دوست داشتنی که صميميت شعرهايش در آن موج می زند.

او تماتيمور م زندگی اش را به پای شعر و خانواده اش ريخته است و در راه اين دو کانون شريف از هيچ کوششی فروگذار نکرده است . او در کنار همسر فداکارش بانو«الهه ی شمس » زندگی پرمشقت امروز را آنچنان با شعر گره زده است که توضيحش در اين مجال نمی گنجد .

ترنج در کنار کار دولتی ، دکه ای در محيط پايگاه دريايی بوشهر دارد که برای گذراندن زندگی شرافتمندانه اش محکوم به فروش بستنی و پفک و بيسکويت و....شده است . چه کسی باور می کند شاعر اين همه شعر درخشان و تاليفات بسيار در سرمای سوزناک و گرمای وحشتناک تابستان بوشهر چونان گنجشکی مهجور برای گذراندنزندگی ، پشت دکه ای کوچک با سقفی کوتاه روز را به شب می رساند .

شاعر « صدای مردم زرفا» و « تو چقدر شبيه شعرهای من گريه می کنی » سالهاست که در گمنامی تمام در وطن خويش غريب افتاده است .

اينک «تيمور ترنج » آن مهربان فروتن ، آن صدای روشن بيدار ، او که شعرهايش در هوای وطن و همنوعانش می تپد بر اثر بيماری کبد روی تخت بيمارستان گلستان تهران با مرگ دست و پنجه نرم می کند. خانواده ی او اينک نگران آن چشمه زلال شعرند که هنوز در تکاپوی حيات تلاش می کند .

حضرات متوليان امور فرهنگی بوشهر و مرکز را بگذاريد تا در خواب قيلوله ی خود بيتوته کنند ... اما شما ای شاعران سرشار از شعور کلمه و احساس ! به ديدن ترنج برويد ! بگذاريد تا چشمان او در هوای شما به شکوفه بنشيند و زندگی را با ياران مهربان تجربه ای ديگر کند . بگذاريد تا شاعر شعرهای هميشه عاشقانه هايش را دوباره برای شما زمزمه کند ....

برای ترنج مهربان دعا کنيد دوستان .... 

 

نویسنده : ali hushmand : ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم