شروع

ترانه

اين ترانه را سالها پيش به مناسبتی گفته ام
دوست دارم نظر شما را در مورد آن بدانم

گوزنها


من همونم که تو چشماش
صد هزار تا التماسه
سينه شم زخمی تيغ
يه رفيق ناسپا سه

يه درختم که نديده
به خودش رنگ بهاری
کنده ام که روش کشيدن
صد تا قلب يادگاری

از جوونی ام چی مونده ؟
حاصلی که زود تلف شد
يه جوونمردی که بی خود
غرق و محو و بی هدف شد

من همون «سيد»م آری
با وفا ترين جوونی
که توی محله پيدا
نمی شد به اين نشونی

يه لوتی ، يه مشتی پاک
بی غل و غش و افاده
«يا علی » ورد لبش بود
شب و روزش صاف و ساده

من همونم که رو بازوش
نقش صد چاقو کشیده
زیر بار کس نرفته
ناز هیشکی نکشیده

من همون «سید» م آری
بچه آشنای محله
کز صدای پام می مردن
دزد ناموسای محله

حالا از اون همه شوکت
چیزی واسه من نمونده
چیزی از اون همه «قدرت »
واسه بازوام نمونده

یه گوزن زخمی ام من
با وفا ! کمی نیگام کن
با همون مرهم دستات
تو بیا و روبرام کن

باوفا! تو این شب سرد
بذار دستات و بگیرم
روی شونه های گرمت
سر بذارم و بمیرم
نویسنده : ali hushmand : ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم