شروع

مرگ اگر لبهای تو را داشت

مانا آقايی شاعر ايرانی مقيم سوئد در سال۱۳۵۲ در بندر بوشهر متولد شد وی دوران کودکی را در ايران گذراند وسپس با خانواده عازم سوئد شد ودر آنجا ساکن گرديد.آقايی هم اکنون دانشجوی دوره دکترا در رشته ايران شناسی در دانشگاه سوئد می باشد .از آقايی به تازگی دفتر شعری منتشر شده است که کار نشر آن به عهده انتشارات شروع بوده است .مرگ اگر لبهای تو را داشت عنوان اين دفتر می باشد که شامل ۴۲ شهر از اين شاعر می باشد . باهم چند شعر از اين دفتر مرور می کنيم

۱ )

به آسمان می توانم انگشت نشان بدهم
لعنت بفرستم
حتی سنگی بپرانم
اما زمين
سيب درشت سرخی نيست که لگد بخورد
قل بزند
وبه آسانی يک توپ بازی دور شود.

۲ )

چه بگويم ؟
مرگ او کوچک ترين سنگ قبر جهان را
روی دستم گذاشت
نمی خواستم هيچکس بداند
نفرين به آسمان
نفرين به اين باران بی اختيار
که هر دفعه مرا به گريه می اندازد
از بوی سرد خاک بيزارم
آمده بودم بپرسم نرگس سفيد نداريد؟

۳)
جوانی همين کفشهای کتانی است
همين آوازهای زير روسری
اصلا همين جمعه ها که نيمکت می شوند و
ته پارک با ما قرار می گذارند
بيا
بيا سرهايمان را پايين بيندازيم و
قدم های مان را تند تر کنيم
دنيا را چه ديده ای
شايد کسی از بيکاری دنبالمان افتاد
حالا زیاد دور نمی شویم نترس
ماشین که چشمک بزند
وسوارمان کند همه جا هست
بیا
بیا فرار کنیم و
چند ساعت دیر تر از ماه به خانه برگردیم
نویسنده : ali hushmand : ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ تیر ،۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم