شروع

تو چقدر شبيه شعرهای من گريه می کنی

برای تيمور ترنج دعا کنيم

ترنج را سالهاست که می شناسم . ساده و بی ادعا . با آن لهجه ی شيرين و دوست داشتنی که صميميت شعرهايش در آن موج می زند.

او تماتيمور م زندگی اش را به پای شعر و خانواده اش ريخته است و در راه اين دو کانون شريف از هيچ کوششی فروگذار نکرده است . او در کنار همسر فداکارش بانو«الهه ی شمس » زندگی پرمشقت امروز را آنچنان با شعر گره زده است که توضيحش در اين مجال نمی گنجد .

ترنج در کنار کار دولتی ، دکه ای در محيط پايگاه دريايی بوشهر دارد که برای گذراندن زندگی شرافتمندانه اش محکوم به فروش بستنی و پفک و بيسکويت و....شده است . چه کسی باور می کند شاعر اين همه شعر درخشان و تاليفات بسيار در سرمای سوزناک و گرمای وحشتناک تابستان بوشهر چونان گنجشکی مهجور برای گذراندنزندگی ، پشت دکه ای کوچک با سقفی کوتاه روز را به شب می رساند .

شاعر « صدای مردم زرفا» و « تو چقدر شبيه شعرهای من گريه می کنی » سالهاست که در گمنامی تمام در وطن خويش غريب افتاده است .

اينک «تيمور ترنج » آن مهربان فروتن ، آن صدای روشن بيدار ، او که شعرهايش در هوای وطن و همنوعانش می تپد بر اثر بيماری کبد روی تخت بيمارستان گلستان تهران با مرگ دست و پنجه نرم می کند. خانواده ی او اينک نگران آن چشمه زلال شعرند که هنوز در تکاپوی حيات تلاش می کند .

حضرات متوليان امور فرهنگی بوشهر و مرکز را بگذاريد تا در خواب قيلوله ی خود بيتوته کنند ... اما شما ای شاعران سرشار از شعور کلمه و احساس ! به ديدن ترنج برويد ! بگذاريد تا چشمان او در هوای شما به شکوفه بنشيند و زندگی را با ياران مهربان تجربه ای ديگر کند . بگذاريد تا شاعر شعرهای هميشه عاشقانه هايش را دوباره برای شما زمزمه کند ....

برای ترنج مهربان دعا کنيد دوستان .... 

 

نویسنده : ali hushmand : ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم