شروع

گفت و گوی ايسنا با علی هوشمند

علی هوشمند:

 با حضور چهره هايی چون ترنج سرنوشت ديگری برای شعر انقلاب رقم خورد .

خيلی ها سعی کردند ترنج را شاعر وابسته بدانند ،در حاليکه او هرگز به مدح تن نداد

 

خبرگزاری دانشجويان ايران ـ تهران

سرويس فرهنگ و ادب ـ ادبيات

علی هوشمند در باره شعر تيمور ترنج گفت : ترنج شعر نو را نه از سر نا آشنايی با وزن ، بلکه

به علت آشنايی با فلسفه ی شعر نو انتخاب کرد .

اين شاعر در گفت و گو با خبرنگار بخش ادب دانشجويان ايران ( ايسنا ) در باره ی شعر تيمور

ترنج پس از پيروزی انقلاب اظهار داشت : از آنجا که انقلاب در ذات خود رويکردی سنت

گرايانه داشت ، در آغاز پيروزی آن ، اين تصور کاذب ايجاد شده بود که انقلاب در مقابل شعر نو

موضع خصمانه خواهد گرفت و استعدادها و علاقه های عمدتا جوان خويش را در مسير قالب

های کلاسيک هزينه خواهد کرد.

او افزود : آنچه به اين سوء برداشت اوليه دامن می زد نيز از يکسو پرداختن به قالبهای چون

رباعی ، مثنوی و غزل در خدمت اهداف انقلاب و از ديگر سو درگيری و تضاد ميان شاعران

پيشروی معاصر و عناصر متعصب انقلاب بود.

هوشمند ادامه داد : اما حرکت چرخه های  شعر انقلاب خلاف اين امر را ثابت کرد و با ظهور

 چهره هايی نظير ، سيد حسن حسينی ، قيصر امين پور ، تيمور ترنج ، محمد رضا عبدالملکيان و

 سلمان هراتی و ... سرنوشت ديگری برای شعر انقلاب رقم خورد. با آثار اين شاعر بود که نه

تنها آن تفکر اشتباه اوليه در باره ادبيات انقلاب تصحيح شد بلکه شعر نوی انقلاب نظر منتقدان و شاعران ديگر را در باره ی هويت خود عوض کرد .

اين روزنامه نگار خاطر نشان ساخت : اگر از کنار بخش شعاری و احساسی شعر انقلاب که

پديده ای  کاملا اجتناب ناپذير بود بگذريم، خود را در مقابل نوعی شعر می بينيم که به لحاظ

 آورده های زبانی، مضمونی، تصويری و فرمی، نه تنها از شعر پيشروی معاصر چيزی کم

 ندارد، بلکه در برخی جنبه ها از آن جلوتر نيز هست. شعر نوی انقلاب اگر چه در آغاز شعر

 سپهری زده ، شاملوگرا، يا فروغ گرا بود، بلافاصله به دستاوردهای جديدی رسيد و در هوای

 ديگری نفس می کشيد. وی نقش ترنج را در اين ميان نقشی جدی و غيرقابل انکار دانست و

 افزود: او نه فقط به ادبيات معاصر ايران وقوف کامل داشت، بلکه شعر معاصر دنيا را خوب

 خوانده و درک کرده بود.

هوشمند شعر ترنج را شعر رنج و غربت نام نهاد و متذکر شد: شعر او گلايه از روزگار پريشان

 و شکوه ی از دست دادن سرزمين و اندوه جاودانه عشق است. ترنج همصدا با نزار قبانی،

 ريتسوس، ناظم حکمت ، ويکتور خارا و پابلو نرودا، درد و رنج انسان را فرياد زد و گريست.

اين شاعری معاصر تصریح کرد: البته خيلی ها سعی کردند ترنج را به دليل پرداختن به مفاهيمی

 چون جنگ ، انقلاب ، دين و حماسه ، شاعری وابسته بدانند و به همين خاطر نيز بر زيبايی های

 شعر و شخصيتی او چشم بستند، در حاليکه در تمام دنيا رسم است که شاعران براساس بينش و

 شناخت خويش نسبت به امور پيرامون موضع می گيرند و ترنج نيز صادقانه در شعرش بر

 شهری که از دست داده بود و بر سرزمينی که زير چکمه های بيگانگان می لرزيد سرود و

 گريست.

هوشمند ادامه داد: ترنج شاعری آزاده و آزاد بود و هرگز در طول عمر ادبی اش تن به مدح نداد

 و عاشقانه های ماندگار او محکم ترين دليل بر اين مدعاست . او قالب آزاد شعر را نيز به خاطر

 همين آزادگی انتخاب کرده بود. ترنج هرگز اهل حاشيه سازی و شلوغ کاری ادبی نبود. او در

 خلوت خلاق خويش به سرودن و نوشتن برای انسان مشغول بود و در يک کلام، صميمی ترين

 و بی ادعاترين شاعری بود که ديده بوديم.

نویسنده : ali hushmand : ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم